→ بازگشت به پایگاه رشدمرزهای سالم

نه گفتن بدون احساس گناه؛ تمرینی برای شروع

فاطمه روحانی۱۰ شهریور ۱۴۰۵ · ۷ دقیقه مطالعه

بسیاری از ما یاد گرفته‌ایم برای حفظ رابطه از نیازهای خودمان بگذریم. مرز گذاشتن از کجا شروع می‌شود؟

بسیاری از مراجعانم تعریف می‌کنند که در رابطه با پارتنری از فرهنگی دیگر، جایی حس کرده‌اند «زیادی» هستند. پیام‌های پشت سر هم، دلتنگی بعد از دو روز، یا خواستنِ حرف زدن درباره آینده در ماه اول. این‌ها در فرهنگ ما نشانه‌ی علاقه است، اما ممکن است برای طرف مقابل معنای دیگری داشته باشد.

زبان عشق، زبان فرهنگ هم هست

ما عشق را در خانواده و جامعه‌ای یاد گرفته‌ایم که نزدیکی را با حضور مداوم، مراقبت و گاهی نگرانی نشان می‌دهد. در بسیاری از فرهنگ‌های اروپایی، فضای شخصی و استقلال بخشی از احترام به حساب می‌آید. هیچ‌کدام درست یا غلط نیست؛ فقط متفاوت است.

تفاوت فرهنگی به‌خودی‌خود مشکل نیست. مشکل وقتی شروع می‌شود که هر کدام، رفتار دیگری را با فرهنگ خودش ترجمه کند.

وقتی اضطراب وارد می‌شود

اگر سبک دلبستگی اضطرابی داشته باشی، فاصله گرفتنِ طبیعیِ طرف مقابل می‌تواند مثل نشانه‌ی طرد شدن به نظر برسد. در این لحظه معمولاً تلاش بیشتری برای نزدیک شدن می‌کنیم و همین، چرخه را شدیدتر می‌کند.

قدم اول این است که قبل از واکنش، از خودت بپرسی: این احساس از رفتار او می‌آید، یا از داستانی که ذهنم درباره‌ی آن می‌سازد؟

از کجا شروع کنیم؟

درباره‌ی انتظاراتت صریح و بدون سرزنش حرف بزن. به جای «تو هیچ‌وقت پیام نمی‌دهی» بگو «وقتی یک روز از تو خبری ندارم، دلم شور می‌زند؛ برایم مهم است بدانم کی می‌توانیم حرف بزنیم.» این جمله هم نیاز تو را نشان می‌دهد و هم به او فرصت می‌دهد فرهنگ خودش را توضیح دهد.